تبليغاتX
< طالبان عشق را ساقی چه شد؟!

طالبان عشق را ساقی چه شد؟!
قالب وبلاگ

للحق

طرح نوشت : در این هیاهوی روزمرگی ها، حزب الله سایبر، خیمه ای افروخته در نکوداشت مقام شمعِ تابنده ی مدامِ تاریخِ شیعه، امام هادی علیه السلام، یا نه! همان نقی معروف که خراب کرده احوال ظلمت پرستان را … دلت اگر ابری بود و هوای چشمان ات بارانی، بیا تا میثاقی دوباره ببندیم با امام نورآشامان … حی علی المعاشقه …

غم آلود مباش!  این جماعت به نیش زدن عادت دارند … سال هاست که به ” هوای بارانی” می گویند ” خراب “

 منبع :   دوئل


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت
[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 23:21 ] [ طهورا ] [ ]
به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند.

 بسم رب النور

بسم رب العشق

بسم رب الهادی المهدی

آن که شعر و هرچه موسیقی ست

نذر درگاهش

آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند

بسم رب العشق

آن که حافظ ها و سعدی ها

عشق او و آل او را بر زبان دارند

بسم رب الهادی المهدی

صاحب عصری که عالم وامدار اوست

گرچه دجالان بدآهنگ

گرچه شیطان های بد ترکیب

داردار و واق واق خویش را آواز می گویند

این نه موسیقی ست

این نه شعر و نه ترانه

این همه فحش است

این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست

بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب

کارگردان

استخوانی پرت خواهد کرد

پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو

آن دَل هرجایی یابو

 

مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است

مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر

مزد این چندین دهان بی چاک

استخوانی

مزد این مزدورهای مست عیاشش

فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند

جایزه در راستای  فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر

 جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند

پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش

 

مرتدند اینان نه یک تن شان

مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر

با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل

با همان  مسئول کلاشش

مرتد دوم

کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ

مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...

مانده آن سو مادری چشم انتظار راه

مادری شرمنده ی  شاهین...

                           نه ،  خفاشش!

شاعر :  علیرضا قزوه


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 23:13 ] [ طهورا ] [ ]

هو

بر دل از بارقۀ نور الهی شرری است

حاصل عمر من اندر دو سرا این شرر است

آن خدایی تو پرستی نه خدای حسن است

 که حسن را به خداوند خدای دگر است

***

دروغ پراکنی و تهمت‌های زشت برخی سایت‌های مخالف حکمت و عرفان- كه عملكردشان از سر جهل و بی‌اطلاعی یا بی‌تقوایی است و محور کارشان نيز عموما بر تهمت و دروغ و تقطیع و تحریف سخنان علمای ربانی و عرفای بزرگ شیعه است- و پخش اين شايعات در فضاي مجازي موجب‌شد حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی بیانيه‌ی رسمی بدهند.

اكثر دوستداران جناب استاد صمدی با جلسات ایشان آشنائی دارند و حتی برخی از بیانات ایشان را بارها گوش داده‌اند. یكی از این درس‌ها مربوط به جلسات شرح مراتب طهارت است كه به حدود ۱۵ سال قبل باز می‌گردد.

در جلسات پایانی این دوره مباحثی مطرح می‌شود درباره «عین ثابت» و روی آن بحث می‌شود و جناب استاد برای مثال زدن از افرادی اسم می برند كه جزء كثیف ترین انسان ها بوده اند: شمر و یزید

و با تكرار این مطلب كه این یك مثال است و حتی لفظ شاید و احتمالات و فرض را بارها تكرار می‌كنند كه راه بر هر نوع شبهه پراكنی بسته باشد.

اما مخالفان جدی عرفان اسلامی با تقطیع بیانات و القاء خاص به مخاطبان خود این شبهه را آوردند كه استاد صمدی آملی شمر و یزید را بهشتی اعلام كرده‌اند و با زیركی من بعد تمام جهنیان تاریخ را هم در ذیل این مثال به بهشت بردند ونيز عنوان كردند كه اين سخنان به تازگي‌ بيان شده است.

البته يقينا میزان عشق و محبت استاد صمدی آملي به اهل بیت علیهم السلام بر انسانهاي منصف و عقلا پوشيده نبوده و نخواهد ماند، همانطور كه صوت داوودي ايشان در تلاوت زيارت عاشوراهاي پرسوز و گداز به ‌همراه  100 لعن و 100 سلام در روزهاي عاشورا جلادهنده قلب و روح شاگردانشان بوده و هست ....

 كم‌كم شيطنت معاندان به جائي رسيد كه نام مبارك جناب علامه حسن‌زاده آملي به عنوان مروج چنین القاءاتی برده شد و توهین وسیعی در سطح محافل مجازی و حقیقی به بزرگان عرفان دامن زده شد.

تا جائی كه شنیده شد برخی از مراجع عظام هم نسبت به این ادعا واكنش منفی نشان دادند.

الحمدلله رب العالمین حضرت آیت الله علامه جناب حسن زاده آملی پیام قاطع و روشنی را نوشتند و متعاقب آن جناب استاد صمدی هم به پیروی از استاد خویش نظر صریح خود درباره دشمنان اهل بیت علیهم السلام را در مرقومه ای منتشر نمودند تا پایانی باشد بر یك آغاز شيطنت آميز!   آغازی كه علیرغم تلخی باعث رشد و بالندگی و شكوفائی فكری و ذهنی و تعالی روحی عاقلان و سالكان این مرز و بوم می‌شود ان شاء الله.

خداوند هر دو این بزرگان و علاقمندان و شاگردان‌شان را از هرگزندی محفوظ داشته و اسباب رشد و تكامل ما را هم به بركت وجود این بزرگان فراهم گرداند ان شاءالله.

منبع : زینت هفت آسمان 

زلال که باشی، سنگ های درون ات را پیدا می کنند و بر می دارند و نشانه می روند به سوی خودت!

دستخط این بزرگواران و فرمایشی از امام بزرگوارمان خمینی کبیر(ره)  در ادامه مطلب میباشد.

لطفا ملاحظه بفرمائید 

 


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت
ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 10:31 ] [ طهورا ] [ ]

 

بسم الله النور

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

«ولو کان الحسن شخصا لکان فاطمة بل هی اعظم; ان فاطمة ابنتی خیر اهل الارض عنصرا وشرفا وکرما;اگر خوبیها و زیبائیها به صورت انسانی درآید، او فاطمه خواهد بود، بلکه او برتر از آن است; براستی که دخترم فاطمه برترین انسان روی زمین از نظر عنصر و ذات، و از نظر شرافت وبزرگواری است .»

شرح حدیث فوق (استاد داوود صمدی آملی حفظه الله)

«کل عالم ومقام عصمت عالم اگر به صورت یک شکل ویک بافت و صورتی در بیاید قهرا به بافت انسان در می آید.

همانطور که قوه خیال، حقایق آنسویی را مطابق با مناسباتی که بینشان است، با اشکال این سویی برای انسان پیاده می کند؛ قوه خیال عالم ، عصمت نظام عالم را در نشئه طبیعت به صورت انسان شکل می دهد، وچون عصمت بیشتر با اسم شریف (الباطن) سازگار است، لذا به صورت زن شکل می دهد نه صورت مرد.

 در عالم ماده، مرد بیشتر با اسم شریف (الظاهر)، و زن بیشتر با اسم شریف(الباطن) در ارتباط است.

 لذا در شریعت الهی، همان مقام اسم شریف (الباطن) آمده و برای زن به صورت حجاب مطرح شده است. این حجاب در حقیقت صفتی ازخدا برای مقام زن است. خداوند هم محجوب است خودش فرمود:

«من هم حجاب دارم وشما از پشت هفت هزار حجاب من را می بینید .»

 اگر عدد(هفت هزار) را بالاتر ببرد باز هم حق است.

این که دین به زن می گوید« تو حجاب را نگه داشته باش » ؛ این العیاذ بالله جسارت به زن نیست. این در حقیقت یک احترامی به زن است.

به او می گوید :« چون تو مطابق اسم شریف (الباطن) الهی پیاده شده ای ما نمی خواهیم که تو در معرض دید هر کسی قرار بگیری، لذا محجوب باش. بگذار اگر دیگران می خواهند تورا ببینند از پشت حجابها ببینند.»

این حجاب برگرفته از حجاب حق است.

 لذا حجاب، دِژِ زن است چه اینکه برای خداوند دژ است. فرمود هر چه کوشش کنید نمی توانید حقیقت غیبیه ذات مرا ببینید آنقدر محجوبم؛ آنقدر در حجابم؛ هر چه کوشش کنید و حجابها را خرق‌کنید و پاره کنید، باز هم همچنان مرا در پشت حجاب باید ببینید؛ هرگز من کشف تام نمی کنم.

حتی در قرآن هم کشف تام ذاتی نکرد. قرآن هم اگر چه خدا را به ما معرفی‌کرد، اما یا با الفاظ، یا با معانی، و یا با صور. هم الفاظ حجابند، و هم‌ صور حجابند.

 خداوند خود را از پشت حجاب ها معرفی کرد.

 زن نیز تا موقعی که در حجاب است است،حق است. زمانی که از حجاب در آمده‌است وجهه‌ی خلقی پیدا‌می‌کند. وقتی وجهه‌ی خلقی پیدا‌کرد،دیگر تواناییش شکسته می‌شود . این‌است‌که حجاب برای زن یک احترام است که زن بیشتر شبیه به خداوند شود.

 اگر (عصمت اعظم الهی ) بخواهد به‌صورت شکل زنی در‌بیاید به بهترین شکل در می‌آید، که بهتروزیباتر از این چهره در نظام هستی پیدا‌نمی شود.

 لذا مشابه چهره جناب صدیقه طاهره سلام الله علیها در عالم هرگز زنی پیدا نمی‌شود، چه اینکه مشابه چهره جناب پیغمبر صلی الله علی وآله وسلم و امیرالمومنین علیه السلام ، هرگز در عالم بافتی پیدا نمی‌شود.

 حال که این عصمت‌کبرای الهی را در حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها تجلی کرده‌است، او آنچنان در حجاب قرار می گیرد که فقط امیر المومنین علیه السلام لیاقت دیدار اینچنین جمالی را خواهد‌داشت . که به او گفتند :

(زهرای عزیز اگر علی‌ابن‌ابیطالب نبود برای تو هرگز در عالم کفوی پیدا نمی‌شد.) »

 


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت
[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 19:58 ] [ طهورا ] [ ]

بسم الله النور

استاد داوود صمدی آملی (حفظه الله) نقل میکنند:

 

ماجرای دیدار علامه حسن زاده آملی(حفظه الله) با امام خامنه ای(حفظه الله) و وضعیت زندگی ایشان

دانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا غیرمستقیم

 

نظر علامه حسن زاده آملی در مورد امام خامنه ای

دانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا غیرمستقیم

 

در مورد واقعه 18 تیر و تشبیه حضرت علامه از آن به جنگ خندق

دانلود کلیپ صوتی

مستقیم یا غیرمستقیم

 

منبع:کلیپ های موبایل مبارز


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت، امام خامنه اي
[ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 ] [ 13:40 ] [ طهورا ] [ ]


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 17:24 ] [ طهورا ] [ ]

بسم ا... النور

لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ یَومٍ؛ فَإنْ عَمِلَ حَسَنَاً، اِسْتَزَادَ اللهَ وَإنْ عَمِلَ سَیِّئاً، اِسْتَغفَرَ اللهَ مِنْهُ وَتَابَ إلَیْهِ.

از ما نيست كسى كه هر روز به حساب نفس خود نرسد؛ تا اگر نيكى كرده از خداوند طلب ازدیاد آن را بخواهد و اگر بدى كرده از خداوند طلب آمرزش نموده و توبه كند. 

He who doesn’t reckon his own deeds every day is not one of us; He should ask God to augment his good deeds and to forgive his evil deeds and then repent to Him

امام كاظم عليه‌ السلام    /       كافی، جلد 2، ص 453

این روزها چقدر دلم نشستن زیر باران مهربانی ات را می خواهد …

من … تو … یک روز اردی بهشتی … زیر باران


موضوعات مرتبط: ولایت، كلام معصومين عليهم السلام
[ جمعه 8 اردیبهشت1391 ] [ 12:30 ] [ طهورا ] [ ]
                     

از جناب وصی حضرت امام علی ع سوال کردند که : وجود چیست ؟ گفت : به غیر وجود چیست ؟ (کشف الحقائق نسفی ص 31)

بسی موجب شگفتی است که بعضی از منتحلین به دین حتی در اطلاق تجلی و متجلی و وجود و موجود به نزاع بر خاسته اند .

شایسته است که برخی از اصطلاحات متوغلین در توحید و ارباب ذوق و عرفان و اهل ایمان و ایقان را برای زیادت بصیرت دیگران و آشنایی آنان عنوان کنیم :

انسان مرد کامل است نه صورت انسانیه، و در حدیث قدسی آمده است : الانسان سری و انا سره.

پیر مغان امیرالمومنین علی ع است .

بزم مجلس خاص اهل حق است .

تجلی نور مکاشفه است که بر دل عارف سالک متجلی  شود .

ترسا و ترسابچه مرد روحانی که از صفات ذمیمه نفس پاک است.

خرابات مقام فنا و خراباتی اهل فنا را گویند.

خال کنایه از وحدت ذات مطلقه است .

خط عبارت از ظهور تعلق ارواح به اجسام است .

خمار و باده فروش پیران کامل و مرشدان و اصل را گویند.

دیر مغان کنایه از مجلس عرفا و اولیاست .

رند اشاره به اولیا و عرفا است که وجود ایشان از غبار کدورات بشریت صافی و پاک گشته است .

ساقی کنایه از فیاض مطلق است، و در بعضی مواضع مراد از ساقی کوثر است .

ساغر و صراحی مراد دل عارف است و آن را خمخانه و میخانه و میکده نیز گویند.

شاهد کنایه از معشوق است .

شراب کنایه از سکر محبت و جذبه حق است.

عشق کنایه از مقام ولایت مطلقه علویات عارفی است .

غمزه و کنار و بوسه کنایه از فیوضات و جذبات قلبی است.

قلندر کنایه از صاحب مقام اطلاق است حتی از قید اطلاق.

کلیسا و کنشت کنایه از عالم معنی و شهود است.

مشاهده و مکاشفه و محاضره حضور قلب انسانست.

زلف کنایه است از مرتبه امکاتیه از محسوسات و معقولات.

برگرفته از رساله عرشی نور علی نور   /  وبلاگ  فص فاطمیه


موضوعات مرتبط: بصیرت
[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 11:33 ] [ طهورا ] [ ]
 

هو العلی الاعلی

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ (سوره مبارکه شعراء / آیه 227)
 
فرقی نمی‌کند در کوچه‌های مدینه یا در خیابان‌های مـنامه؛ دســتِ شـرطـه‌های حـجاز هــنوز ســنگیـــن است...
 
 
 
روضه و سینه زنی به جای خود … مغیره های زمان را بشناس!.
 
مانده ام که « کوه » چون سنگ بود، تنها شد؛ یا چون « تنها » بود، سنگ شد! امان از تنهایی …

موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت
[ پنجشنبه 24 فروردین1391 ] [ 18:29 ] [ طهورا ] [ ]
بسمه تعالی
 
اعراب نباید به كمتر از برداشتن محاصره‌ی غزه قانع شوند
اين کار نمادين باید در دهها شكل دیگر بارها تكرار شود
 

امام خامنه ای حفظه الله  در پیامی، حمله جنایتكارانه و قساوت آمیز رژیم صهیونیستی به كاروان دریائی امدادی و بشردوستانه را ، حمله به افكار عمومی و وجدانهای بشری از سراسر جهان خواندند و تاكید كردند:

 امروز فلسطین دیگر نه مسئله عربی و حتی نه فقط اسلامی، بلكه مسئله حقوق بشری جهان معاصر است و حامیان این رژیم سفاك و گستاخ بویژه آمریكا، انگلیس و فرانسه جداً باید پاسخگو باشند.

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:


بسم‌الله الرحمن الرحیم
حمله‌ی جنایتكارانه و قساوت‌آمیز رژیم صهیونیست به كاروان دریائی امدادی و بشردوستانه، حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی جنایتهای بزرگی است كه آن حكومت شریر و خبیث، هفتمین دهه‌ی حیات ننگین خود را با آن انباشته است. این نمونه‌ئی است از رفتار گستاخانه و بی‌رحمانه‌ئی كه مسلمانان در این منطقه و بخصوص در سرزمین مظلوم فلسطین دهها سال است كه با آن دست و پنجه نرم میكنند. این بار این كاروان، اسلامی یا عربی نبود، بلكه افكار عمومی و وجدانهای بشری از سراسر جهان را نمایندگی میكرد. این حمله‌ی جنایتبار باید برای همه مدلّل كرده باشد كه صهیونیزم، چهره‌ی جدید و خشن‌تری از فاشیزم است كه این بار از سوی دولتهای مدّعی آزادی و حقوق بشر و بیش از همه دولت ایالات متحده آمریكا، حمایت و كمك میشود.

آمریكا و انگلیس، فرانسه و دیگر دولتهای اروپائی كه از این جانیان بالفطره، حمایت سیاسی و رسانه‌ئی و نظامی و اقتصادی كرده و همواره پشت سر فاجعه‌آفرینی‌های آنان ایستاده‌اند، جداً باید پاسخگو باشند. وجدانهای بیدار در سراسر جهان باید جداً بیندیشند كه بشریت امروز با چه پدیده‌ی خطرناكی در منطقه‌ی حساس خاورمیانه روبرو است؟ چه رژیم سفاك و گستاخ و دیوانه‌ئی امروز بر كشور غصب شده‌ی فلسطین و مردم مظلوم و داغدیده‌ی آن تحكّم میكند؛ سه سال محاصره‌ی غذائی و داروئی و حیاتی یك و نیم میلیون زن و مرد و كودك در غزه، به چه معنی است؛ كشتار و حبس و شكنجه‌ی روزانه‌ی جوانان در غزه و ساحل غربی چگونه قابل فهم است.

فلسطین، دیگر نه مسأله‌ئی عربی و حتی نه فقط مسأله‌ئی اسلامی، بلكه مهمترین مسأله‌ی حقوق بشری جهان معاصر است.

كار نمادین و درخشان اعزام كاروان دریائی به غزه، باید در دهها شكل و شیوه‌ی دیگر بارها و بارها تكرار شود. حكومت سفاك صهیونیست و حامیان آن بویژه آمریكا و انگلیس باید قدرتِ شكست‌ناپذیر عزم و بیداریِ وجدان عمومی جهان را در برابر خود ببینند و حسّ كنند.

دولتهای عربی در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته‌اند. ملتهای بیدار عرب از آنان اقدامی قاطع و جازم مطالبه میكنند. كنفرانس اسلامی و اتحادیه‌ی عرب نباید به كمتر از برداشتن كامل محاصره‌ی غزه و توقف كامل دست‌اندازی به خانه‌ها و سرزمینهای فلسطینی در كرانه‌ی غربی و محاكمه‌ی جنایتكارانی چون نتانیاهو و ایهود باراك، قانع شوند.

ملت مجاهد فلسطین و مردم و دولت مردمی غزه نیز بدانند كه دشمن خبیث آنان اكنون از همیشه ضعیفتر و آسیب‌پذیرتر است. جنایت دریائی روز دوشنبه نه نشانه‌ی قدرت، كه نشان درماندگی و سراسیمگی رژیم غاصب است. سنت الهی بر این جاری شده كه ستمگران در اواخر دوران ننگ‌آلود خود، به دست خویش، سرنوشت محتوم فنا و زوال خود را نزدیكتر كنند. حمله به لبنان و سپس حمله به غزه در سالهای پیش، از جمله‌ی همین اقدامهای دیوانه‌وار بود كه تروریستهای اریكه‌نشین صهیونیست را به دره‌ی سقوط نهائی نزدیكتر كرد.حمله به كاروان امدادی بین‌المللی در آبهای مدیترانه نیز اقدام ابلهانه‌ی دیگری از همان قبیل است.

برادران و خواهران فلسطینی! به خداوند حكیم و قدیر اعتماد كنید، قدرت خود را باور كنید و بر آن بیفزائید. و به پیروزی نهائی یقین داشته باشید. و بدانید كه: وَلَيَنصُرَنَّ اللَّـهُ مَنْ يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّـهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ1.

پ.ن : شعر جدید قزوه با عنوان دزدان كشتي آزادي


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت، امام خامنه اي
[ سه شنبه 11 خرداد1389 ] [ 23:18 ] [ طهورا ] [ ]
 
                             "هوالبصیر"

در روزگاری که چشم های سیاه شبه آدمیان حریص تر از همیشه است

عده ای رویای زیبایی را درهتک عفت میبینند

در هتک حریمی که از تندیس حیاء یاس بوستان محمدی

در دفتر ارزش های یک بانو به جای مانده است

بانو!...حجابت ، کیمیای غیرتت را به لبخندی هرز مفروش!

 


موضوعات مرتبط: بصیرت
[ سه شنبه 28 اردیبهشت1389 ] [ 21:46 ] [ طهورا ] [ ]

 

هو العلی الاعلی

من کلمه ای هستم گمنام در لابلای اشعار “انسانی” به اسم “علی” در وصف انسانی دیگر به اسم “انسیه حورا”

 

ما ساکنین کوچه بنی هاشمیم.

از نظر ما بیت رهبری دیوار به دیوار خانه علی است. از نظر ما بیت رهبری همان خیمه حسین در شب عاشورا است. از نظر ما بیت رهبری، مصراع قبلی اش حسینیه جماران است. از نظر ما جانشین شایسته خمینی است خامنه ای. از نظر ما همان خمینی است خامنه ای.

از نظر ما مولای ما حضرت ماه است و نور چشمانش بر گرفته از تابش مستقیم خورشید بر پنجره بیت رهبری است.

نفست ولاییت هماره گرم و عاشورایی حسین قدیانی

هنوز دو سه سالی از شهادت بابا اکبر نگذشته بود که در دفاع از انقلاب بسیار تند و دو آتشه شده بودم. می ایستادم جلوی مغازه پدربزرگ و هر بدحجابی که رد می شد به او می گفتم “مرگ بر ضد ولایت فقیه”. روزی پدربزرگم به من گفت: بدحجابی گناه بزرگی است ولی لزوما هر بدحجابی ضد ولایت فقیه نیست.

چند سال بعد خواستم کار فرهنگی کنم و یک تنه معضل بدحجابی را حل کنم. مثل آن آزاده معروف به هر بدحجابی که می رسیدم شاخه گلی تقدیمش می کردم و این جمله را نثارش؛ “ای زن، به تو از فاطمه اینگونه خطاب است، ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است”.

..............

يادمان نرود همين نسل جواني که گاه راه به غلط مي رود، اعتکاف در مساجد، حماسه ليالي قدر و يوم الله سياسي – حماسي نهم دي ماه هشتاد و اشک را مي آفريند.

 

کاش برخی مدعیان درس بصیرت و و لایت مداری را از یکی از فرزندان حضرت ماه می آموختند و فریاد فاین تذهبون ها را نشنیده نمی گرفتند.

 

 


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت، امام خامنه اي
[ سه شنبه 28 اردیبهشت1389 ] [ 19:37 ] [ طهورا ] [ ]

هوالحی القیوم

امروز اختتامیه بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران است.

زیباترین متن اختتامیه را از حسین قدیانی خواندم . شما هم در این حظ و بهره با من همراه شوید:

" این روزها در مصلی همه جور کتابی خوانده می شود الا نماز. این روزها در مصلی به جای نماز کتاب راه های رسیدن به خدا را می خوانند و از طریق یوگا می خواهند آدم آهنی ربانی درست کنند اما راه رسیدن به خدا نماز شبی بود که تو در سنگر می خواندی و ذکری بود که تو در قنوت می گفتی و دعایی بود که تو در سجده زمزمه می کردی و تبسمی بود که تو بر لب می نشاندی.

لبخند بزن دلاور که گریه سهم ما است. تا “معراج” راهی نیست. بهشت جاودان مأوای شما، خیابان بهشت از آن ما. تو در بهشت شهردارت مهدی باکری است و شهردار ما در بهشت دارد قالی می بافد برای تبلیغات جهنمی مترو: راه های بستن روسری. راه های خوردن بستنی. راه های سرسره بازی روی خون شهدا. راه های جام زهر دادن به امام. راه های پر کردن شکم از لقمه حرام و فروختن ندای فریب به ندای هل من معین حسین. چشمت ای برادر روز بد نبیند. ما دیدیم. کجا؟ در همین خیابان انقلاب. شمر این بار به جای عبای شریح از زیر عبای شیخ بیرون آمد و آتش زد خیمه عباس را. آتش زد که زد!

چه خوب شد آمدی برادر! غروب آدینه است و تو به معراج رسیده ای و قطار انتظار افتاده روی ریل ظهور. ما منتظریم تا در واپسین ایستگاه تاریخ، نور را مضاعف کنیم و ببینیم بیعت ماه را با خورشید و بگرییم همراه با مادرت چون ابر در بهاران؛ کجایید ای شهیدان خدایی، بلاجویان دشت کربلایی؛ کجایید ای سبکبالان عاشق، پرنده تر ز مرغان هوایی."

 

متن کامل را در وبلاگ قطعه 26 بخوانید.


موضوعات مرتبط: ولایت، بصیرت، شهادت، امام خامنه اي
[ شنبه 25 اردیبهشت1389 ] [ 17:52 ] [ طهورا ] [ ]

 یا رب الحسین

آمده‌ای از جای دور ای سردار هور و از تو فقط چهار تکه استخوان باقی مانده است و پلاکی که زنگ زده زنجیرش اما نشانی خانه ماست. دست می‌کنم در تابوتت و می‌بینم مساحت کل کشورم را. دست می‌کشم بر پرچم مقدس جمهوری اسلامی و می‌بینم که بوی گلاب گرفته است. بو می‌کنم پیکرت را و می‌بینم که عطر کربلا سالم مانده است و می‌بینم که تو هم «هاشمی» هستی اما نامت «علی» خالص است. می‌گذارم تابوت تو را بر دوش که از غصه نجاتم داد وقت سحر و می‌خوانم دعای عهد.

آمده‌ای سردار از جای دور،‌شاید از کرخه نور و از تو فقط عشق باقی مانده است. رفته بودی انتقام سیلی زهرا بگیری با دو دست بریده که بیرون آمده بود از آستین تو. حالا جزیره شده جزیی از کوچه بنی‌هاشم و هور همان مهریه بی‌بی است و تو یکی از برادران «عباس»ی و چشم‌هایت بارانی است مثل نگاه مادر ماه.

آمده‌ای سردار از جای دور و علمداری کردی بی‌دست و نشانمان دادی راه را با قطرات خونی که هنوز دارد می‌جوشد و می‌بینی که اینجا خیابان انقلاب اسلامی است اما از مجسمه میدان انقلاب خبری نیست و می‌گردی در کوچه‌های شهر و پیدا می‌کنی خانه ساده امام را. افسوس که نیست تا بوسه زند بر دست و بازویت و غبطه خورد از چهره نورانی تو.

آمده‌ای سردار از جای دور و نشسته‌ای درون تابوت که جنس چوبش از همان «شجره طیبه» است و عصای ماه از تنه همین درخت است و تو همان «عمار» هستی که آقا سراغ‌تان را از خدا می‌گرفت. روشن باد چشم مولای ما، که برگشتند عمارها. عمار، آن شهید گمنامی است که حتی پلاک ندارد اما تابوت خالی‌اش ملاک راه ماست؛ که سبکبار باید بود برای پرواز. عمار، آن شهیدی است که 28 سال با شقایق‌ها همنشین بود در خاک فکه و جز «سربند یازهرا» هیچ از او باقی‌نمانده است.

آمده‌ای از جای دور ای سردار هور و من سپرده‌ام به شانه‌هایم که هوای تابوت تو را داشته باشند. قدم می‌زنم در مجاورت تابوت تو و هشتاد و اشک تابوت دیگر که جملگی بوی یاقوت می‌دهد. دست می‌کشم بر پرچم 3 رنگ کشورم و بوسه می‌زنم بر این «الله» مقدس که حک شده بر قلبت و می‌شنوم که صدای قلب تو لبیک به ندای حسین است و می‌بینم که نگاه چشم تو خیره شده به افق انتظار. اذان می‌گویم با حنجره خودم ولی با همان لحن بلال و وضو می‌سازم با همان آب هور و می‌نشینم کنار تو به نماز آدینه و بعد در سلام نماز، درود می‌فرستم به 4 تکه استخوان تو و با زنجیر پلاکت، محاسبه می‌کنم تسبیحات حضرت فاطمه را و آنگاه، تو ای سردار، تشییع می‌کنی پیکر مرا روی دوشت که «مرده» من هستم و تو زنده‌ای و شانه‌هایت، نشانه‌های خداست و نوید می‌دهد که هر انتظاری، عاقبت روزی سرخواهد رسید. تو از خاک فکه بیرون آمدی، پس از آسمان مکه هم، مردی فرود خواهد آمد که از تبار گریه‌های زهراست و به کف‌العباس بازمی‌گردد نسل دست‌هایش.

آمده‌ای سردار از جای دور و بو می‌کنم درون تابوت تو را و بوي عود می‌شنوم. با تو می‌آیم تا «معراج» و دستم را به تو می‌دهم تا مرا با خود همسایه کنی در خانه‌ای که دیوار به دیوار بیت‌الاحزان است. سر می‌گذارم روی سینه‌ات و زار می‌گریم از این روزگار بی‌تویی. جست‌وجو می‌کنم خورشید را از دل زلال تو و لبخند می‌زنم به طلوع. می‌نشینم در معراج کنارت و از تو می‌پرسم: انتظار کی سر خواهد رسید؟

و تو پاسخ می‌دهی: «الیس الصبح بقریب؟!»

***

آمده‌ای از جای دور ای سردار هور ... و نور هم قرار است از جای دوری بیاید. حرف ماه این است: «اَینَ خورشید؟»

حسین قدیانی

 

[ پنجشنبه 23 اردیبهشت1389 ] [ 21:48 ] [ طهورا ] [ ]

 

هوالمحبوب

سپرده ام دستم را به نسيم و تقديرم را به باد و سينه ام را به ياد و چشمم را به چادر خاكي و گوشم را به گريه فاطمه و افسارم را به خدا و قلبم را به كف العباس و قلمم را به خون بابا اكبر و دلم را به عطر ياس و پايم را به تل زينبيه و زمامم را به علي و دينم را به ماه و انتظارم را به رويت خورشيد.

خواهم آمد دوباره با همان قطعه ۲۶ و نياز دارم به دعاي شما كه كليد خانه ام را در فضاي مجازي به من نمي دهند.

نوشته ام براي تان دل نوشتي كه آدينه خواهيدش خواند در خيابان انقلاب هنگام مشايعت پيكر شهدا. همتي كرده اند بچه هاي موسسه عاشورا و ممنونم از ميثم كه مرا دعوت كرد به خانه اش و بگذار همين جا بگويم با كسي كينه شخصي ندارم اما كاري كه اين روزها بدان مشغولم تصفيه اين فضاي مجازي است از لوث و جود آدم هاي ناپاك. دوستانم در تلاشند سايتم را آماده كنند تا باز بخوانم براي شما روضه ام البنين. تا باز بنويسم در مدح ماه و در ستايش حضرت قطيع اليمين، آه بكشم از نهانخانه دل.

اين همه اگر براي اين است كه از من "بريده" بسازند و مرا هم پياله كنند با غريبه ها و دلسردم كنند بدانند كه كور خوانده اند. من كبوتر جلد پشت بام خانه عباسم و نمك گيرم كرده آب و دانه دو دست بريده. كجا را دارم بروم جز شعاع نور ماه؟!

اتفاقا كتاب "نه ده" شما را به دست حضرت ماه رسانده ام و چه گرم بود سلامي كه به همه شما رساند.

والسلام. حسين قدياني   

و

گفتگو با حسین قدیانی

 


موضوعات مرتبط: بصیرت
[ پنجشنبه 23 اردیبهشت1389 ] [ 20:31 ] [ طهورا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

" آن شراب طهور را که شنیده ای تنها تشنگان راز را مینوشانند و ساقی اش حسین(ع) است. حسین(ع) از دست یار مینوشد و ما از دست حسین(ع) .... پس ای دل! شتاب کن تا خود را به کربلا برسانیم..." سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی اوینی
امکانات وب